تبليغاتX
کرشمــه های عاشــقانه ایــاز

کرشمــه های عاشــقانه ایــاز

وقتی که لبهایم با طعم شیرین لبخند بیگانه است

وقتی دلم خانه تاریکی می شود و خود را فراموش می کند

آن لحظه چشم به راه تو می مانم تا تو بیای

 آخروقتی تو می آیی

شادی با انگشتهای مخملی اش سینه ام را نوازش می دهد

تو مهربانی و نجیبی و گوهر شب چراغ این دل منــــی

وای آن نگاه مهربانت

آنقدر می خواهم نگاه مهربانت را نگاه کنم

تا در نگاه پاکت ذوب شوم وبرای بار دوم عشق را بیاموزم

نازنین من دوستت دارم

من محبت را شادیم را لبخندم را تنهای تنها از تو گدایی می کنم

و برای شادی تو جانم را میدهم تا تو از غم تهی باشی.

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 |

    

امــروز روزیسـت که مـثل دیـروزهـایم نیـــست

آفتابش گـــرم ولی لـذت بخش است بـرای من

در هوایش عطر یــاس مـــــــــوج می زند

نیلگـــــــــون آسمــــــانش لبالـــب از نگاه خـــداست

آخر شمــا نمی دانیــد که می آید امروز

کســی میآید که با آمدنش دوبــاره جـوانه میزنم

دوبــاره خواهم شگفت  وگلی زیبـا همچون او میشـــوم

اکنون گــویا صدای پاهای نجیـبش هست که در خـلوتـــم می پیچـد

و مـــن هر لحظـــــــه گامهایــش را  با صــــدای قلبم میشمــــارم

آخـــــــــر او کســـــــــــی هست که مثـل هیچ کـس نیســــــــــت.

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 |

 یادش بخیر آنروز ها آنروزها که من بودم وغرور

وگمان اینکه زمین زیر پایم به خود می بــالد

ناگاه تو آمدی با آن چشمان شوخ و آن نگاه شیرین.

با آن لبخند گرم وســرخ

ودیگر از آن روز به بعد شدم بت پرستی مومن

 نامت را .عطــرت را و حتی جای خالیت در کنــارم را می پرستیدم.

اما روزی همانطور که آمدی رفتی. مثــل نسیم

بعد من مــاندم ویک قاب عــکس خـالی ویک شــاخه گل ســرخ

وغـروری که برباد رفتــه و قلبی که در سیــنه از تپیدن خســته است.

و چشمانی همیـشه خیس کــه هــوای دیدنت را دارد.

نمـیدانم خسـته ام..!

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در دوشنبه هفدهم تیر 1387 |

 نازنیـــن

یاد تــوست که محـرم لحظه لحظه تنهائی من است

یادم نمیرود هیچوقت

اولین بار که قلمم بر سینه سفید کاغذ لغزیــد و

کلامی شیــرین شد وشعــری دلنشیــن

به مهربانیت ســوگند که به یاد تو .

به نام تو  ...و به اذن تو بود

اما هنوزم حرفهای هست که سر بر درهای بسته دهانم میزند

حرفهای که عمریست قلب غمزده ام را درچنگال وحشی اش می فشارد

بگذار یک بار هم که شده بی پرده صــدایت بزنم

مثل یک مراد .مثل یک معشوق صدایت بزنم و تو بشنوی

تــا بــدانی هنــوز هـم کلام شیـرین من هسـتی  تا ابـد

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در جمعه چهاردهم تیر 1387 |

 دیگر نیامدی...... ایستادم. بغض کردم ...گریستم

پس مینویســم برات بشین و بخون

به من یاد داده اند که محجوب وسربه زیر باشم

اما دلم سر به هواست و من میان دل وشرم سرگردانم.

راستی نکند حالا که رفته ای  وعاشق شده ای

از دور میبینی که من شایسته عشقت و زندگیت را نداشته ام

یعنی تو بیشتر عاشق شده ای!!

اما اشتباه میکنی.. اگر تو عشق را دیده ای . من آن را لمس کرده ام

نوشیده ام.

اگر عشقی مال توست... من خود مال عشقم.. مرا صاحب شده

در دستهایش مثل عروسکی هستم که به امرش میخندم. میگریم .می خوابم

تو اینهارا میفهمی اگر یکبار خوب نگاه کنی چشمهایت را نبندی

من همیشه هستم نمیروم.شبها اگر خوب به اطرافت بنگری

خیالم را میبینی که نگران توست

من هستم هرکجا که تو هستی... واینم هم همان عشق است

راستی میدانم این نامه ام را هرگز نخواهی خــواند.. خدافظ

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 |

عجیب به دل می نشینی..

مدتی است در سینه دیوانی غزل دارم

چه کنم غزل وترانه هایت مهربان است

 در دیده دریایی اشـــک دارم

یـاد تو بهشـــت را با خـــود دارد وزیبــایی را می خـــواند

آن لحظه که به تو نگاه می کردم

با لبخندت کاخ غرورم را ویــران کـردی

نمــی دانم لبخنــدت از روی چه احسـاس بود!!

نمی دانم چه کردی که خدای عشق من شــدی.

دیــدارت زیــاد نبــود

 امــا آن لبخنــدت راتا همیشــه

                  بهشت لحظــه هایم میکــنم

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در دوشنبه دهم تیر 1387 |

دلــم گرفتـــه

هرچیز را نهایتی است

میدونم

اما انتهای غم وماتم  من کجاست؟؟

نمــیدونم. تو چی میدونی؟

اینا برای تو میگم شاید بخونی

یکی از این روزها من یا تو "ما"را فراموش میکنیم

کاش میتونستم امشب برا دل خودم گریه کنم

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در پنجشنبه ششم تیر 1387 |

 

                                              

   دیــــگر حتــی..!

    به لبخــند غنچــه های باغچــه  حیاتمان پاسخ نمــی دهــم

   دیـــگر حتــی از روی عـــادت هم

   دستی بر سـر برگ های پیچک خانمان نمــی کشم

      دیــگر نه من آن منم

        ونه این دل آن دل.........

        بریــده ام از همــه چیز

       وایـن دلم دیگــر تــوان  بی مهـری بیش از این را

               نـــدارد........!!!!

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در سه شنبه چهارم تیر 1387 |

دیگر کلیدهای این صفحه هم با من سر ناسازگاری دارد

کلیدهای که با هر حروفش یه دنیــا خاطره دارم

صفحه ی که سالهاست رفیق و همدم من است

نمیدانم چرا؟

 انگار این هم از من خسته شده

شاید میخواهد مثل حرفهایش پرواز کند

او بود رفیق گریها و شادیهام

 با او داستانها داشتم

ولی حالا دیگر نه . نه من آن ایازم و نه آن همدم من

کرشــــمه های عاشقــــانه AYAZ در شنبه یکم تیر 1387 |


دربـــاره وبلاگ

من مسافري هستم غريب و نا آشتا با اين جاده تاريك.
كاش كسي بود كه از اينجا مي گذشت
و من از او مي پرسيدم، بهشت كجاست؟
كاش مرغ دريايي در آسمان پرواز مي كرد
تا بدانم كه در اين نزديكي دريايي هست،آبي
ولــــــــی جز من کســـی نیست
اين جا شب و روز تاريک است .
فقط گاهي ستاره ها فانوس آسمان مي شوند.

مــهربــونا
*•~-.¸کـــــویر تنهـــائیM,.-~*
*•~-.¸فــــرنـــاز*الهــه زیبـــا,.-~*
*•~-.¸دلـــکــــده رونیــکــا ,.-~*
*•~-.¸رویــــــای کــــوچــــک,.-~*
*•~-.¸غـــــــــزلـــــک,.-~*
*•~-.¸یـــــــــاقـــــــــوت,.-~*
*•~-.¸دیـــونــــه,.-~*
*•~-.¸داداشــم امیـد,.-~*
*•~-.¸سمــــیرا و یــاســی,.-~*
*•~-.¸نــــهــیـــــــــــــق,.-~*
*•~-.¸مـــادر باران,.-~*
ღღ.•**•. شاه دلبرانღღ.•**•.
*•~-.¸رویــــــــای تــــــــو ,.-~*
*•~-.¸کـلبه تنهــایی پسرک,.-~*
*•~-.¸وبلاگ مشکی پوشان,.-~*
*•~-.¸-:- آوای قلبـــها -:-,.-~*
*•~-.زمزمه های دلتنگی هلیا-~*
*•~-.¸-:- ღღژیــــلاღღ -:-,.-~*
*•~-.قــاب شیـشه ای-~*
*•~--:- همــش عشــق -:--~*
*•~--: دایره طلایی کشتی :--~*
*•~--:- دلتنـــگیهای میـــنا-:--~*
*• تک صلیب کلیسای عشق~*
*•~--: آوار زخـمی پائیــز:--~*
*•~--: عـــاشقانه* هــدیه:--~*
*•~--I♥Uمهتــاب شبI♥U--~*
*•~--:- ســرای دل مهــران-:--~*
*•~--:- شــــب شــــکـــن-:--~*
*•~ دنیـای عاشقـانه یاسی~*
.....`¯ AYAZ`¯ ......